یادداشت| بحران خانواده در غرب و برون رفت از بحران از منظر رهبر شهید
خانواده به عنوان کانون اصلی جامعه پذیری و انتقال ارزشهای فرهنگی در جوامع دارای جایگاه کارکردی و نهادی است. اما آنچه در دهههای اخیر در برخی جوامع شاهد آن هستیم تضعیف این نهاد در ابعاد و سطوح مختلف است.
سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی- دکتر زینب رستگارپناه مدیرکل امور زنان و خانواده خارج از کشور سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی:
آمارهای رسمی جهانی موید این واقعیت است که انحطاط جوامع غربی باعث شده است تا هنجارهای سنتی واخلاقی جای خودرا به رویکردهای فردگرایانه ولذت جویانه بدهند.
حضرت سید علی خامنهای (ره) این جابه جایی هنجاری را ازعوامل اصلی بحران غرب می دانند که فروپاشی خانواده متاثرازآن است؛ ایشان با اشاره به اینکه غربیها به برهنگی وعدم اخلاق جنسی افتخار میکنند این جابه جایی فرهنگی منکر به معروف را جابه جایی مرزهای اخلاقی در فرهنگ غرب میدانند.
بحران تضعیف و فروپاشی خانواده، جوامع را به سمت ناامنی عاطفی و فروپاشی نسلی سوق میدهد در مقابل محیط هایی که بر پایه اعتدال و رحمت اخلاقی بنا شدهاند فضایی امن و پذیرای عواطف انسانی ایجاد میکنند. ایشان بحران خانواده در غرب را پدیدهای سطحی یا موقتی نمیدانستند بلکه آن را به عنوان مساله ایی ریشه دار درمبانی تمدنی غرب بر میشمردند.
با توجه به منظومه فکری رهبر شهید که خانواده را صرفا یک واحدزیستی یا اقتصادی نمی دانستند بلکه خانواده را کانونی برای سکینه، مودت، رحمت و رشد متقابل زن و مرد به شمار می آوردند، خانواده ای میتواند از این بحران فروپاشی جهانی عبور کند که روابط در آن خانواده نه برپایه ی سلطه و نه برپایه رقابت بلکه براساس محبت، مسئولیت پذیری و عدالت سامان یافته باشد.
از منظر ایشان تمدن غرب منقطع از معنویت واخلاق انسانی، گرفتار نگاه مادی و سودجویانه ایی است که کارکرد خانواده را به عنوان محل اشباع عواطف انسانی تضعیف کرده است؛ ایشان تصریح میکنند که جوامع غربی از اشباع عواطف انسانی عاجزند و محیط بدون انعطاف، یک جانبه و سخت گیر که ثمره ی نظم ماشینی حاکم بر زندگی است، خانواده را در نگهداری صحیح و تربیت عاطفی کودکان ناتوان کرده است.
تمدن غرب اگرچه با شعار حمایت ازحقوق بشر به دنبال ایجاد فضای نمادین آزادی برای زنان است اما نتوانسته امنیت روح،کرامت انسانی و ثبات خانوادگی را برای زنان فراهم آورد و از نظر ایشان یکی از مهم ترین شاخص های بحران خانواده در غرب همین از دست رفتن کرامت زن است که هم علت است و هم معلول.
در یک تحلیل نهایی میتوان ریشه بحران خانواده در غرب را از منظر رهبر شهیدمان در چندمحور اصلی خلاصه کرد:
نخست جدایی علم و پیشرفت از اخلاق و معنویت؛ دوم فردگرایی افراطی و تضعیف مسئولیت متقابل که حاصل نظام سرمایه داری افراطی است، سوم تحقیر یا کالایی سازی زنان وتزلزل کرامت انسانی زنان این پدیده حاصل لیبرالیسم منحرف و فرهنگ مصرف گرایی است، چهارم پیروی وتقلید از الگوهای غیرفطری در سبک زندگی و پنجم تهاجم فرهنگی گفتمانی برنامه ریزی شده.
در منظومه فکری و نظری ایشان راهکار برون رفت از این بحران بازگشت به معنویت و اخلاق و فطرت انسانی است. در همین راستا معظم له چند راهبرد را مطرح می نمایند:
اول تقویت عدالت و آرامش درون خانواده، یعنی ایجاد مناسباتی بر پایه ی احترام متقابل، محبت، تکریم زن و تقسیم مسئولیت ها بر محور عدالت؛ دوم حمایت فرهنگی و اجتماعی جوامع از ازدواج و فرزندآوری. ایشان راهبرد سوم را مقاومت جوامع در برابر تهاجم فرهنگی گفتمانی علیه ساختار فطری خانواده میدانند. ایشان با تاکید بر بازتعریف نقش زن و مرد در خانواده و اجتماع براساس فطرت راهبرد چهام را پیشنهاد میدهند.
این راهبرد منتج به رضایت افراد در خانواده و تعریف دقیق تکالیف ومسولیت ها وتقویت حسن معاشرت در خانواده خواهد شد. در بعد سیاست گذاری و حکمرانی نیز ایشان قانون گذاری در راستای حمایتهای قانونی و اقتصادی از خانواده را مطرح مینمایند.
الگوی خانواده موفق برای زیستن در تمدن نوین جهانی ازمنظر ایشان، خانواده ایی است که برپایه ی مودت، رحمت، عدالت، کرامت انسانی و امنیت روانی و اخلاقی استوار است و در جامعه با راهبردهای فعال مانند تربیت نسل بشری پاک ، کنشگر و فعال ،تمدن ساز و اثربخش است.
انتهای پیام/
